نامه صد و سی و یکم
سلام عزیز دل مامان امروز حالم خوبه.. راستش سرمای اول صبح یه کم انرژی بهم میده این روزا تا 5 سرکارم ... خسته میشم ولی نه اونقدر که پیش بینی کرده بودم کارم زیاد شده ولی خب کار باعث میشه از دنیام دور شم روزای بلاتکلیفی اخر دوره گذشت و چند روزی بهمم ریخت ... ولی الان دوباره جاده همیشگیم در انتظارمه با اینکه داروهامو خریدم اما زیاد به نتیجه گرفتن امیدوار نیستم و فکر نمیکنم دارم دنبال زمان میگردم برای درمانهای پیشرفته تر به قول یه عزیزی که بهم میگفت راه اخر رو اول برو و ای کاش من اینقدر سماجت نمیکردم به درمانهای ساده و قرص باید یه کم حال روحی بابات بهتر بشه که بتونیم دوباره کفشای آهنیمون رو پامون کنیم و راه بیفت...
نویسنده :
الی
7:34



